سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

449

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

شمس العلماء خان بهادر ميرزا قليچ بيگ » اسامى 457 كتاب را نوشته است كه در ميان آنها بيشتر نوشته‌ها در زمينه‌هاى تاريخ ، ادب ، مذهب ، اخلاق و غيره است . افسوس كه بيشتر كتابهاى وى غير چاپى است . آقاى رشيد فرزانه‌پور ، سرپرست خانهء فرهنگ ايران [ لاهور ] با زحمات زياد تمام ذخاير شمس العلماء را بررسى كرده ، فهرست كتابهاى خطى را فراهم آورده و عكس گرفته است ، وى دربارهء ميرزا قليچ بيگ نيز مقاله‌اى نوشته ، كتابى مفصل هم در دست تأليف دارد . فرزند ارشد شمس العلماء ، ميرزا اسد بيگ نام دارد ، همين‌كه نامه‌ام به دست ايشان رسيد با ارسال شرح حال مختصرى از پدرش به وسيلهء آقاى رشيد فرزانه مرا آگاه ساخت ، از هر دو آنها قدردانى مىكنم . قمر الزمان 1325 ه ق / 1907 م 1379 ه ق / 1960 م مولانا سيد قمر الزمان بن سيد محمد رفيع رضوى سبزوارى در سال 1907 م در چهولس بلوك بلند ، در شهر يوپى هند متولد شد . بعد از تحصيلات ابتدايى در حدود سال 1919 م وارد مدرسهء عربيه منصبيه ميروت شد و در محضر مولانا يوسف حسين مجتهد و مولانا سبط حسن فقه و اصول خواند . سپس در امروهه نزد حاجى مرتضى حسين پدر يوسف حسين درس خواند و ازآنجا به لكنهو رفت و از محضر بزرگان علوم سلطان المدارس مانند سيد هادى ، سيد باقر و ظهور حسين كسب فيض كرد و به دريافت مدرك صدر الافاضل نايل آمد و سپس از حكيم مرحوم منه آقا ، فاضل جليلى و طبيب كامل ، گواهىنامهء طب گرفت و بعد از تمام كردن تمام مراحل مختلف علوم پزشكى در سال 1929 م به ميروت بازگشت و طبابت و تدريس را آغاز كرد . علما و رؤساى شهر از او خواستند كه در مدرسه تدريس كند ، مولانا از سال 1935 م تا 1947 م در مدرسهء منصبيه به تدريس علوم معقول و ساير علوم مذهبى پرداخت . در منطق و فلسفه به اوج كمال رسيده بود . يهودى ، مسيحى ، آريايى و غيره براى مباحثه به او رجوع مىكردند و مولانا با گشاده‌رويى مسايل را به آنها تفهيم و آنها را با دلايل محكم متقاعد مىكرد به‌طورى كه حتى مخالفان وى به اخلاق و علم او معترف بودند . مولانا بعد از تقسيم هندوستان به لاهور آمد و در كالج ديال سنگه به سمت استادى علوم اسلامى منصوب شد . و تنها او بود كه در لاهور پس از فارغ التحصيل شدن به تدريس پرداخت و جلسات علمى را رونق بخشيد .